[ب] شأن نزولها
برای تبیین معنای دقیق جلباب و درک بهتر مراد آیه بررسی شان نزولها ضروری است؛ زیرا ظاهر آیه ناظر به رویه ای در زمان نزول است. با مراجعه به کتب تفسیری این نتیجه به دست آمد که نزول آیه ناظر به جریانی است که در آن زمان در مورد زنان در حال رخ دادن بوده است. این جریان به شکلهای مختلفی نقل شده است .
در برخی تفاسیر آیه ناظر به خروج زنان برای اقامه نماز جماعت در مسجد دانسته شده است؛ به این شکل که شبانگاهان هنگام خروج زنان برای اقامه نماز مغرب و عشاء در مسجد بعضی از جوانان هرزه و اوباش سر راه آنها می نشستند و با سخنان ناروا متعرض آنان می شدند که آیه فوق نازل شد (قمی، ۱۳۶۸، ج ۲، ص ۱۹۶).
در دسته دیگری از منابع ماجرای خروج شبانه زنان برای قضای حاجت و تعرض فاسقان و فاجران گزارش شده است؛ برای مثال نقل شده است که آیه درباره فاسقان و فاجرانی بود که کنیزان را دنبال می کردند و آزار جنسی می رساندند. در آن زمان مسلمانان هنوز در منزل شان دستشویی نساخته بودند و زنان مسلمان برای قضای حاجت به بیرون منزل می رفتند و - به اعتبار آنکه آنان کنیزند - مورد تعرض فاجران قرار می گرفتند (قراء، ۱۹۱۸، ص ۳۴۹)
ارتباط این شان نزول با آیه برابر نقل ابن عاشور در تمییز بین زنان آزاد و کنیز با داشتن جلباب است. وی می نویسد: جلباب نشانه زنان آزاد بوده و روزها به هنگام بیرون رفتن از منزل با جلباب خارج می شدند ولی شبانگاه برای قضای حاجت جلباب بر تن نمی کردند و همین سبب بهانه آزار فاسقان می شد و آنها بهانه عدم تشخیص آنان از کنیز را می آوردند؛ لذا دستور داده شد شب ها برای بازشناختن آنها از کنیزان مانند روز جلباب بر تن کنند (این عاشور، ۱۴۲۰ ج ۲۱، ص ۳۲۸ - ۳۲۹ و ر.ک: طبری، ۱۴۱۲، ج۲۲، ص ۳۴ قرطبی، ۱۳۶۴، ج ۱۴، ص ۲۴۳؛ ابن ابی حاتم، ۱۴۱۹، ج ۱۰، ص ۳۱ ۵۵ و آلوسی، ۱۴۱۵، ج ۱۱، ص ۲۶۴)
[ابتدا یادآور میشویم که فارق بین کنیز و حرة از دوران جاهلیت «سربرهنه بودن کنیز» و «بستن دستار حرّة» بوده و مطابق روایات اسلامی و تاریخی «سربرهنگی کنیزان» تا آخر برقرار بوده است. ضمناً در آیه اشارهای به اینکه «شبها» یا «به طور دائم» جلباب پوشیده شود، وجود ندارد.
اما در خصوص این شأن نزول، باید دانست چنین شأن نزولی اصلا معقول نیست؛ یعنی نمیتوان برای اینکه زن معلوم شود که حرّة است برای قضای حاجت جلباب بگیرد؛ زیرا جلباب لباس رویین بوده و طبعاً در تاریکی در محل قضای حاجت پوشیدن جلباب موجب وساخت و آلودگی است، حال با توجه به این امر دستور داده شود که همه زنان جلباب بپوشند، نامعقول است، لیکن پوشیدن دستار که نشانه آزادگی بود – همانند روزگاران جاهلی – کاملاً معقول است؛ از این رو آیه نمیتواند مربوط به این مطلب باشد.
قرینه دیگر نادرستی این شأن نزول این است که مطابق آیات قبل از جلباب در سوره احزاب (آیات 33 و 53) زنان پیامبر ص و به تبع آنان دخترانش خانه نشین بودند و به طور طبیعی مشمول اذیت و آزار نبودند، لیکن در این آیه به آنها تصریح شده که جلباب بگیرند.
قرینه سوم اینکه بسیاری از مخاطبان آیه جلباب زنان میان سال تا کهنسال بودهاند و اساساً چنین زنانی مورد طمع نبودهاند که آیه با لسانی کلی قانونی فراگیر را ارائه کند! روشن است که چنین رویکردی غیر بلیغانه است و اگر حقیقتاً چنین شأن نزولی در کار بود، میبایست در آیه به بخشی از زنان محدود میشد.
افزون بر قرائن فوق، میپرسیم: اگر دستور به جلباب برای ایجاد فرق بین کنیز و حرّة نازل شده، در روزگاران قبل از نزول آیه (در سالهای ششم و هفتم بعد از هجرت) تا دوران جاهلیت، چه چیز فارق کنیز و حرّة بوده و چرا از آن اعراض شده است و قرائن چنین اعراض و تغییری چیست؟]
در منابع روایی اهل سنت نیز شواهدی بر خروج شب هنگام زنان برای قضای حاجت وجود دارد. از زنان پیامبر نقل شده است که برای قضای حاجت شبانگاه به بیرون از منزل، صحرا و ... می رفتند (ر.ک: بخاری، ۱۴۲۲، ج۱، ص (۴) بنا بر اقوال آن زمان هنوز در گوشه ای از منزل یا نزدیک آن دستشویی نساخته بودند (ر.ک: همان، ج ۵، ص ۱۱۶) [این مطلب در خصوص زنان پیامبر با توجه به نزول آیه «و قرن فی بیوتکن» (احزاب، 33) و «فاسئلوهن من وراء حجاب» (احزاب، 53) که مدتها پیش از نزول آیه جلباب نازل شده بودند، پذیرفتنی نیست.]
در برخی نقل ها بدون اشاره به علت و یا زمان خروج زنان مسئله تعرض فاجران به زنان مسلمان بیان شده است. شیخ طوسی می نویسد: برخی از زناکاران در کوچه ها کمین می کردند و هنگامی که زنی را می دیدند وی را آزار می دادند. (طوسی، بی تا، ج ۸، ص ۳۶۰ و رک: طبرسی، ۱۳۷۲، ج ۸، ص۱۵۸۰) [از این عبارات فارق بودن جلباب بین کنیز و حرّة استفاده نمیشود، بلکه نشان میدهد آیه جلباب برای مصونیت زن از نگاه هرزه نازل شده و عمومیت دارد. توضیح کامل در مقاله «آیات حجاب و نقد شبهات» و نیز «آیات حجاب و چالشهای معاصر» آمده است.]
در این شأن نزول بیان نشده است که پوشش جلباب چه تأثیری بر رفع مزاحمت از زنان دارد؛ هرچند آنچه شیخ طوسی در تفسیر آیه بیان می کند می تواند پاسخ این پرسش باشد؛ چرا که به نظر وی با نزول این آیه خداوند به زنان مسلمان آزاد دستور داده است با جلباب، پیشانی و سرشان را به هنگام خروج از منزل بپوشانند [دقت شود مؤلفان مقاله مفهوم جلباب را به شنل یا عبایی بر شانه تقلیل داده بودند] به خلاف کنیزان که سر برهنه بیرون می رفتند. (طوسی، بی تا، ج۸، ص۳۶۱) گویا تعرض به کنیزان امری عادی بوده است [چنین استنباطی درست نیست. کنیز معمولاً نزدیک منزل و محل سکونتش قضای حاجت میکرده و در محیط کوچک آن زمان افراد به راحتی شناخته میشدند هم از چهره و هم از صدا. بله ممکن است مواقعی نادر چنین رخدادهایی به وقوع پیوسته باشد.] و چون زنان مسلمان هم پوشش درستی نداشتند آنها نیز مورد تعرض قرار می گرفتند و وقتی به جوانان هرزه اعتراض می شد. می گفتند ما تصور کردیم او کنیز است.
طبری می نویسد: خداوند از پیامبر خواست به زنان مؤمن دستور دهد وقت خروج از منزل مانند کنیزان نباشند که سرشان برهنه بوده و صورتشان نیز آشکار باشد؛ لذا امر کرد جلباب را به خود نزدیک کنند و خود را بپوشانند تا فاسقان با سخنان (جنسی) خود، متعرض آنان نشوند (طبری، ۱۴۱۲، ج ۲۲، ص (۳۲) و حداقل اینان از آزار فاسقان در امان باشند. [دقت شود: مطابق این روایت طبری، جلباب پوششی است که سر و صورت [یا بخشی از صورت] را میپوشاند.]
در برخی از نقل ها گفته شده است که منافقان متعرض زنان پیامبر و یا زنان مسلمان می شدند و وقتی اعتراض می شد بهانه می آوردند که ما تصور کردیم اینها کنیزند. از این رو برای بازشناسی از کنیزان و گرفتن بهانه از منافقان چنین دستوری به آنان داده شد (ر.ک: سیوطی، ۱۴۰۳ ج ۵، ص ۲۲۱-۲۲۲) [این نقل در خصوص زنان پیامبر اکرم ص که پیش از نزول آیه جلباب به موجب آیات 33 و 53 سوره احزاب خانهنشین و پردهنشین و به موجب آیه 6 در جایگاه مادران امت قرار گرفته بودند، بسیار بعید بلکه بیتردید ناپذیرفتنی است.]
[ج] جلباب به معنای بالاپوش یا عبا
[تذکر مهم:
پیش از بررسی این متن تذکر یک نکته مهم است و آن این که اگر نویسندگان مقاله بر این باور نادرست باشند که جلباب پیش از خمار نازل شده، اگر جلباب را به معنای مشهور تلقی کرده و بپذیرند به دام شبهه یا سؤال مهمی میافتند که راه گریزی از آن ندارند و آن این که: اگر جلباب – که پوشش کامل و فراگیر است – اول نازل شده باشد و بعد خمار – پوشش سر و گردن و سینه – آیا این کوتاه آمده از حکم و کم کردن و سبک کردن آن نیست؟ ( یعنی تخفیف در حکم حجاب).
در پاسخ به این پرسش
- یا باید بپذیرند که تخفیفی در کار بوده – که قطعا نادرست است و هیچ شاهدی و قرینهای آن را تأیید نمیکند بلکه همه ادله و شواهد علیه آن است و هیچ قائلی هم ندارد.
– یا جلباب پوشش فراگیر نبوده و با آیه خمار تکمیل شده است.
- و یا جلباب برای همه زنان نبوده و افراد خاصی مخاطب بودهاند.
از آنجا که نویسندگان با توجه به انبوهی از قرائن و شواهد گزینه نخست واخیر را نمیپذیرند، ناگزیرند به گزینه وسط یعنی کاستن از پوشش جلباب پناه آورند و یا مانند ما اساسا منکر تقدم نزول جلباب بر خمار شوند (مطلب صحیحی که شواهد و قرائن مهمی بر آن دلالت دارد و نگارنده در مقاله و نگاشتههای متفاوت به اجمال و تفصیل به آن پرداخته است.)]
نظر مختار این تحقیق بنا بر شواهد روایی و تاریخی مرتبط با آن عصر که ما را به معنای جلباب در عرف آن زمان رهنمون می شوند معنا کردن جلباب به لباس گشادی است که بالای لباس ها پوشیده می شود. این دیدگاه مطابق با نظر بخشی از مفسران است [مشکل مهم این استنادها متأخر و معاصر بودن آنها و ارائه صرف دیدگاه اجتهادی بدون ارائه دلیل تازهای در این باره است که ارزش علمی ندارد].
برای مثال گنابادی آن را پیراهنی گشاد که بالای لباسها پوشیده میشود معنا کرده و در ادامه آن را کوچک تر از ملحفه و یا خود ملحفه و یا از ملحفه کوچک تر دانسته است گنابادی، ۱۴۰۸، ج ۳، ص ۲۵۶).
[گنابادی (۱۲۵۱ـ۱۳۲۷ق) جزو مفسران متأخر و ملقّب به سلطان علیشاه و مشهور به سلطانعلی گنابادی، از اقطاب متأخر سلسله نعمت اللهی است؛ از این رو مناسب استناد نیست.]
آیت الله مکارم شیرازی پس از نقل چند معنا برای جلباب قدر مشترک آنها را لباسی می داند که بدن را بپوشاند. وی می نویسد بیشتر به نظر می رسد منظور پوششی است که از روسری بزرگ تر و از چادر کوچک تر است (مکارم شیرازی و همکاران، ۱۳۷۷، ج ۱۷، ص ۴۲۸)
[حتی اگر مقلد تفسیر نمونه هم باشیم باز پوشش سر در گزینه مورد توجه این تفسیر وارد شده است. دقت شود: لباسی میداند که ... از روسری بزرگتر و از چادر کوچکتر است. این تلقی از «لباس» که در بیان لغویان متقدم نیز بود با تلقی امروزین از لباس متفاوت است. در تفاسیر زیر نیز این نکته باید مورد توجه قرار گیرد.]
بر همین اساس ایشان معتقد است منظور از «یدنین نزدیک کنند این است که زنان جلباب را به بدن خویش نزدیک سازند تا درست آنها را محفوظ دارد نه اینکه آن را آزاد بگذارند؛ به طوری که گاهی کنار رود و بدن آشکار گردد و به تعبیر خودمان لباس خود را جمع و جور کنند (همان).
[چنان که در جای خود گفتهایم، فراز «یدنین علیهن من جلابیبهن» به دلیل ناسازگاری دنی و علی مشتمل بر تضمین نحوی- بلاغی است. در مورد مشابه «دانیة علیهم ظلالها» المیزان و برخی دیگر به آن اشاره و یا تصریح کردهاند. برای آگاهی بیشتر ر.ک: مقاله «آیات حجاب و نقد شبهات»]
وهبه زحیلی نیز آن را به لباسی معنا کرده است که زن بالای پیراهنش می پوشد و یا پیراهنی که همه بدن را در بر می گیرد (زحیلی، ۱۴۱۸، ج۲۲، ص ۱۰۶)
[ از عبارت این مفسر معاصر نمیتوان دریافت که مراد او پوششی است که شامل سر نباشد.]
خطیب عبد الکریم هم جلباب را به معنای لباس گرفته و می نویسد: آیه دستور می دهد زنان با لباس خویش اجسامشان را تا قدم هایشان بپوشانند. این لباس لباس شرم و حیا و وقار است؛ برخلاف لباس زنانی که با تبرج و خودنمایی بیرون می آیند که مردان را به سوی خویش دعوت می کنند (خطیب، ۱۳۲۴، ج ۱۱، ص ۷۵۲).
صادقی تهرانی نیز آن را به لباسی که تمام بدن زن را بپوشاند و زینت هایش از خلال آن پیدا نباشد معنا کرده است. به نظر وی یک لباسی برای حجاب سر داریم که همان خمار است که با آن زن سر و سینه اش را میپوشاند و یک لباس که سایر بدن را میپوشاند که همان جلباب است (صادقی تهرانی، ۱۴۰۶، ج ۲۳، ص ۲۰۷) در حقیقت ایشان مراد از جلباب را بالاپوش می داند.
[نسبت فوق به صادقی درست نیست. عبارت وی چنین است: ««يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ» و كما الباء في «بخمرهن» تلمح بتبعض الحجاب في رءوسهن فلا يشمل وجوههن، كذلك «من» في «من جلابيبهن» و الوجوه هي اقل تقدير من الخارج عن فرض حجابهن، ثم اليدان و الرجلان و كما في متظافر الأحاديث.» (تفسیر الفرقان، ذیل آیه)
شاهد نادرستی نسبت فوق به این مفسر این است که در سخنرانی که در پایگاه اطلاعرسانی اش درج شده، آمده است: «در آنجا هم «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ» جلباب سرتاسری است. «يُدْنِينَ» ادناء متعدّی به نفس است. اگر کلّ سرتاسری باید کلّ بدن را بگیرد، میفرمود «یدنین جلابیبهنّ»، در اینجا اگر روسری باید کلّ صورت را، کلّ یقه را بگیرد، میفرمود «خمرهنّ». پس این دلیل است بر اینکه هم «إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا»، هم «بِخُمُرِهِنَّ»، هم «مِن جَلَابِيبِهِنَّ» که مِن تبعیض است، باء هم باء تبعیض است، دلیل است بر اینکه حجاب اسلامی حجاب کلّی است، منهای صورت که «مَا ظَهَرَ مِنْهَا» است و منهای دست که «مَا ظَهَرَ مِنْهَا» است.» این بیان به معنای مشهور نزدیک است.]
( در مقاله، در پاورقی آمده:
نحوه پوشش کامل سر و گریبان زن در آیه ۳۱ سوره نور آمده است و مفسران از جمله "وليضربن بخمرهن على جيوبهن" آن را استفاده کرده اند. برابر شأن نزولها زنان پیش از این روسری بر سر داشتند ولی آن را به پشت سر می بستند و از این رو گردن و گوش های آنان پیدا بود. قرآن در این آیه دستور داده است که خمار (روسری) را بر گریبان بیفکنند تا علاوه بر موی سر گریبان و گردن و گوشها نیز پوشیده شود. (ر.ک: طبرسی ۱۳۷۲، ج ۷، ص ۲۱۷ و فخر رازی، ۱۴۲۰، ج ۲۳، ص ۳۶۴)
شواهد این دیدگاه عبارتند از:
[ج/1] شواهد تاریخی
شواهدی تاریخی مبنی بر استعمال واژه جلباب در معنایی مترادف با بالاپوش یا عبای غیر مختص به سر و قابل استفاده برای مردان و زنان وجود دارد.
[ج/1/1] استفاده از جلباب برای مردان و عدم اختصاص به زنان
نمونه اول در برخی از نقلها از واژه جلباب و مشتقات آن برای مردان استفاده شده است.
برای مثال در روایتی علی بن عقبه بن خالد میگوید من و معلی بن خنیس به محضر امام صادق شرفیاب شدیم وقتی وارد اتاق شدیم ایشان آنجا حضور نداشت. سپس از نزد زنانش به نزد ما آمد در حالی که جلباب بر تن نداشت: « فَخَرَجَ عَلَيْنَا مِنْ جَانِبِ الْبَيْتِ مِنْ عِنْدِ نِسَائِهِ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ جِلْبَابٌ» (برقی، ۱۳۷۱، ج۱، ص ۱۶۹).
[اولا: استدلال به روایات امام صادق ع ( 83- 148ق) در موضوع بحث (معنای جلباب در زمان نزول) نادرست است؛ زیرا احتمال تغییر معنا و استخدام این واژه در مورد مردها میرود.
ثانیا: اگر جلباب برای مردها و زنها به کار رود، نمیتوان برای رمزگشایی معنای مورد استفاده برای زنان از کاربست آن برای مردان بهره گرفت و این مطلب واضحی است! درست مثل این که امروزه زن و مرد هر دو کت و شلوار میپوشند، آنگاه ما بخواهیم برای تعریف و توصیف کت مردانه از اوصاف کت زنانه استخدام کنیم و برعکس!!]
نمونه دوم در تاریخ یعقوبی نقل شده است که عایشه در زمان عثمان روزی پیراهن پیامبر را برداشت و ندا داده ای مسلمانان این جلباب رسول خداست که هنوز کهنه نشده ولی عثمان سنت پیامبر را از بین برده است: إذا دلت عائشة قميص رسول الله، و نادت یا معشر المسلمين هذا جلباب رسول الله لم يبل، وقد أبلى عثمان سنته» (یعقوبی، بی تا، ج ۲، ص ۱۷۵).
[به تاریخ یعقوبی (م284ق) نیز نمی توان استناد کرد؛ زیرا عادت ابن واضح یعقوبی این بوده که مطالب تاریخی را در ذهن خود حل میکرده و به زبان خود بازسازی و خلاصه میکرده است؛ بنابراین، باید تعبیرها را از ابن واضح دانست.]
از این دو نقل تاریخی استفاده می شود که جلباب چادر و مخصوص زنان نبوده است؛ بلکه بالاپوشی به شمار می رفته است که مردان نیز از آن استفاده می کردند.
[بر فرض که دو شاهد را بپذیریم، آیا اشتراک پوشش زن و مرد در اسم به معنای یکسان بودن اوصاف آنهاست!!! مثلا زن و مرد هر دو کت و شلوار می پوشند، آیا اشتراک در نام به معنای یکسان بودن کت و شلوار آنهاست!!
این گونه استدلال کردن کمر علم را رگ به رگ میکند!!]
ادامه دارد.