924) نگاه انتقادی به مباحث علوم قرآن/ 7و 8 (تفسیر تنزیلی)

نگاه انتقادی به مباحث علوم قرآن/7
(نقد تفسیر به ترتیب نزول1)
https://www.picofile.com/f/da0uRG5tej/نگاه-انتقادی-به-مباحث-علوم-قرآن7.ogg

نگاه انتقادی به مباحث علوم قرآن/۸
(نقد تفسیر به ترتیب نزول۲)

https://www.picofile.com/f/AoRdS9eVjT/نگاه-انتقادی-به-مباحث-علوم-قرآن8.ogg

ویس‌های قبل را در آدرس های ذیل بشنوید:

پست 914

https://javahery.blogfa.com/post/894/914)-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%ad%d8%af%db%8c-%d9%88-%d8%b5%d8%b1%d9%81%d9%87-(%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%ab-%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-4-%d9%88-5)

پست 909

https://javahery.blogfa.com/post/889/909)-%d8%a7%d8%b9%d8%ac%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%88-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%d9%87-%d9%85%d9%87%d9%85-(%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%ab-%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-3)

پست 907

https://javahery.blogfa.com/post/887/907)-%d9%86%d9%82%d8%af-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b9%d8%ac%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-(-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%ab-%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-2)

پست 906

https://javahery.blogfa.com/post/885/906)-%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-(-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%ab-%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%db%b1)

923) تفسیر زیبایی‌شناختی داستان یونس ع در سوره انبیاء/فرامتنی (حضرت یونس ع/8)

تفسیر فرامتنی/ فراسوره‌ای آیات داستان حضرت یونس ع در سوره انبیاء

وَ ذَا النُّون إذ ذَّهَبَ مُغَاضبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدرَ عَلَيْه فَنَادَى‌ فى الظُّلُمَت أَن لَّا إلَاهَ إلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إنىّ‌ كُنتُ منَ الظَّالمينَ (87) فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نجَّيْنَاهُ منَ الْغَمّ‌ وَ كَذَالكَ نُجى الْمُؤْمنينَ(88)

1. سوره انبیا در دورانی نازل شد که فشار بر مؤمنان مکه به اوج رسیده بود. در این سوره، زنجیره‌ای از پیامبران ذکر می‌شوند که هر یک با «بحرانی خاص» روبرو بوده‌اند (ایوب با بیماری، زکریا با پیری و بی‌فرزندی، یونس با تنهایی و حبس).

نکته کلیدی سوره، واژه "«فَاستَجَبنا لَه»" (پس ما دعای او را مستجاب کردیم) است که مانند یک ترجیع‌بند تکرار می‌شود:

· درباره حضرت نوح ع:

آیه ۷۶: «وَنُوحًا إِذْ نَادَىٰ مِن قَبْلُ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ»

· درباره حضرت ایوب ع:

آیه ۸۴: «وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ٭ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِن ضُرٍّ…»

· درباره حضرت یونس (ع):

آیه ۸۸ (در پی ذکر یونسیه در آیه ۸۷): «فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ٭ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ…»

· درباره حضرت زکریا ع:

آیه ۹۰: «وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى‏ رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِين ٭ ‏فَاستَجَبنا لَهُ وَوَهَبنا لَهُ يَحيى…»

2. از سوی دیگر، سوره انبیا از حیث ساختار، سوره احیای یقین در دل تکذیب و فشار است. سوره با نزدیک شدن حساب آغاز می‌شود:

«اقْتَرَبَ للنَّاس حسَابُهُمْ»

و از همان آغاز، غفلت مردم، استهزای وحی، و انکار رسالت را برجسته می‌کند. پس از آن، سوره با مرور مقاطع مختلفی از تاریخ انبیا، نشان می‌دهد که مسیر نبوت همواره با تکذیب، فشار، تأخیر در فرج، و در عین حال با فرجام استجابت و نجات همراه بوده است.

ر این منظومه، یونس ع در کنار زکریا و ایوب قرار می‌گیرد؛ یعنی در زنجیره "ابتلائاتی که به ندا و استجابت ختم می‌شوند"؛ از این رو، جایگاه یونس در انبیا، بیش از آنکه «قصه پیامبری یک رسول» باشد، «نمونه وجودی بنده‌ای در بن‌بست» است. همین تغییر زاویه روایت، کارکرد آیات را برای جامعه نزول دگرگون می‌کند.

توضیح این‌که:

جامعه مکه در هنگام نزول این سوره، با چند بحران هم‌زمان مواجه بود:

- تکذیب مستمر قریش؛

- احساس تنهایی و اقلیت مؤمنان؛

- تأخیر در تحقق وعده نصرت؛

- فرسایش روانی ناشی از تمسخر، فشار، و انسداد اجتماعی؛

- نیاز به الگویی که نشان دهد در دل بن‌بست نیز راهی به سوی خدا باز است.

در چنین زمینه‌ای، آیات یونس در انبیا کارکردی عمیقاً درمانی، تربیتی و تعمیم‌پذیر پیدا می‌کنند که در ذیل به شرح آن‌ها خواهیم پرداخت:

3. توضیح آثار فرامتنی فرازهای داستان

الف) «وَذَا النُّون إذ ذَّهَبَ مُغَاضبًا»: از جهت برون‌متنی، این نام‌گذاری (ذا النون) برای جامعه مکه حامل این پیام است که مؤمن ممکن است به وضعیتی برسد که از همه اسباب ظاهری بریده شود؛ اما هویت او در آن وضعیت، نه با شکست، بلکه با نسبتش به امتحان و نجات تعریف می‌شود. این تعبیر به پیامبر ص و مؤمنان می‌آموزد که خشم و دل‌زدگی از لجاجت دشمن، یک عارضه انسانی است که ممکن است برای هر مصلحی پیش بیاید، اما نباید منجر به قطع امید از تدبیر الهی شود. در حقیقت سوره، یونس را از زاویه «حادثه نجات‌بخش» معرفی می‌کند، چون قصد دارد از او یک "مدل قابل اقتدا برای همه مؤمنان" بسازد.

این بخش از آیه، برای مؤمنان مکی، هم "تسلی‌بخش" بود، چون رنج روانی آنان را به رسمیت می‌شناخت؛ و هم "هشداردهنده"، بود؛ زیرا خشم و دل‌زدگی را مجوز گسستن از مدار عبودیت نمی‌دانست.

ب) «فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدرَ عَلَيْه»: این فراز هشداری است به مؤمنان که محاسبات انسانی (اینکه کجا برویم تا راحت شویم) همیشه با تقدیر الهی منطبق نیست. گاهی فرار از یک سختی، انسان را به «تنگنای بزرگ‌تر» (شکم ماهی) می‌کشاند تا او را به بلوغ بالاتری برساند. از نظر تربیتی، این آیه یک اصل مهم را برای جامعه مکه آشکار می‌کرد: "همه راه‌های خروجی که از نظر انسان سبک‌تر و آسان‌تر می‌نمایند، لزوماً در منطق الهی راه رهایی نیستند". گاه انسان برای گریز از فشار رسالت یا از سنگینی صبر، مسیری را برمی‌گزیند که در ظاهر، تنفّس‌پذیرتر است، اما همان مسیر، او را به ظلمات عمیق‌تری می‌برد.برای مؤمنان مکی، این پیام بسیار زنده بود: ممکن است گمان کنند رهایی از فشار قریش صرفاً با عقب‌نشینی، سکوت، یا بریدن از مأموریت به دست می‌آید؛ اما قرآن با داستان یونس می‌آموزد که نجات حقیقی، نه در فرار از تکلیف، بلکه در تصحیح نسبت با خدا در دل تکلیف است.

ج) «فَنَادَىٰ في الظُّلُمَات»: برای مؤمنان تحت شکنجه و بایکوت مکه (شعب ابی‌طالب)، «ظلمات» یونس، استعاره‌ای از بن‌بست‌های سیاسی و اجتماعی آن‌ها بود. آن‌ها در ظلمات اجتماعی، روانی و تاریخی به سر می‌بردند: اقلیت بودند، در محاصره تکذیب، فاقد قدرت ظاهری، و دور از هر گشایش ملموس. قرآن در این نقطه، یک اصل بنیادین را تثبیت می‌کند: "حتی در فشرده‌ترین ظلمات، راه ندا به سوی خدا بسته نیست و هیچ بن‌بستی آن‌قدر تاریک نیست که صدا از آن به عرش نرسد."

د) «أَن لَّا إلَٰهَ إلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إنّي كُنتُ منَ الظَّالمينَ»: این آیه یکی از قوی‌ترین ذکرهای قرآنی را در دل خود دارد. این ذکر سه رکن دارد که مستقیماً بر روان‌شناسی مؤمن مکی اثر می‌گذاشت:

یکم. "«لَّا إلَٰهَ إلَّا أَنتَ» (توحید مطلق):" در اوج قدرت بت‌ها و اشراف مکه، مؤمن باید بداند تنها قدرتی که در اعماق اقیانوس هم نفوذ دارد، الله است.

دوم. "«سُبْحَانَكَ» (تنزیه):" پاک دانستن خدا از هرگونه بی‌عدالتی. یعنی اگر من در سختی هستم، به‌خاطر نقص خدا نیست.

سوم. "«إنّي كُنْتُ منَ الظَّالمينَ» (اعتراف):" پذیرش مسئولیت. یونس ع به جای شکایت از ماهی یا دریا یا قومش، به سراغ «خود» می‌رود و برای رفع بحران از خود آغاز می‌کند. این فرمول در حقیقت «انسان بحران‌زده» را از حالت طلبکاری و انفعال خارج کرده و او را به بازسازی درونی سوق می‌دهد. انسان همواره در برابر پیامدهای کوتاهی‌های خود صبورتر از پیامدهای کوتاهی‌های دیگران است و این راهی است که می‌تواند در نقش الگو برای ارتقای تاب‌آوری به کار گرفته شود.

ه) «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نجَّيْنَاهُ منَ الْغَمّ‌ وَ كَذَالكَ نُجى الْمُؤْمنينَ»: این فراز برای جامعه مکه اهمیت استثنایی داشت؛ زیرا وعده پیروزی و نجات، تاب‌آوری و امید را در آن‌ها چند‌چندان می‌کند؛ گویی قرآن می‌فرماید: یونس تنها نیست؛ شما نیز اگر در ظلمات تاریخی و روانی قرار گرفتید، این راه برای شما نیز باز است. این تعمیم، چند اثر عمیق بر مخاطب نخستین می‌گذاشت:

- احساس تنهایی را می‌شکست؛

- پیوندی زنده میان مؤمنان و تاریخ پیامبران برقرار می‌کرد؛

- معجزه را از یک امر تماشایی، به یک قانون تربیتی بدل می‌ساخت؛

- امید را از حالت انتزاعی، به شکل وعده‌ای روشمند درمی‌آورد.

و خلاصه این‌که آیه ۸۸ نقطه‌ای است که در آن، «قصه» به «نسخه» تبدیل می‌شود.

4. جمع‌بندی نهایی:

الف) همگانی‌سازی معجزه: قرآن با جمله «وکذلک ننجی المؤمنین»، معجزه را از انحصار پیامبر خارج کرده و آن را به «پاداش ایمان» تبدیل می‌کند. این کار، سطح انرژی و تاب‌آوری مؤمنان مکه را به شدت بالا برد.

ب) تغییر نگاه به رنج: سختی (شکم ماهی) به عنوان «خلوت‌گاه تسبیح» بازتعریف می‌شود. مؤمن یاد می‌گیرد که در سخت‌ترین فشارها، تنگناها را به فرصت تبدیل کند و یک راه مؤثر تصحیح زاویه دید است.

ج) مدیریت انتظار: جامعه مکه می‌آموزد که استجابت الهی لزوماً به معنای نبود ماهی و دریا نیست، بلکه به معنای «نجات از غم» در دل همان طوفان است.

د) وحدت رویه پیامبران: وقتی مؤمن مکی می‌بیند یونس هم مانند او دچار «غضب» یا «غم» شده، احساس تنهایی نمی‌کند و پیوند عاطفی عمیقی با زنجیره پیامبران برقرار می‌کند.

در حقیقت - چنان که اشاره شد- سوره انبیا داستان حضرت یونس ع را از یک «واقعه دریایی» به یک "نسخه درمانی برای روح خسته و محصور مؤمن" تبدیل کرده است.

922) ارزیابی «خلاقیت» هوش مصنوعی (هوش مصنوعی/3)

امام جواد علیه السلام :

لَؤْكانَتِ السَّمواتُ وَالْأرْضُ رَتْقَا عَلى عَبْدٍ ثُمَّ اتَّقىَ اللّه تَعالى لَجَعَلَ مِنْها مَخْـرَجا؛
ترجمه:‌ اگر درهای آسمان‌ها و زمین به روی بنده‌ای فروبسته شود و راه‌ها همه به بن‌بست رسد، امّا دل به تقوا سپارد و تکیه‌اش بر خدا باشد، پروردگار از میان همان درهای بسته و از دلِ همان صخره‌های سخت، راه گشایشی برایش خواهد گشود.
الکافی (ج ۸، ص ۲۰۶–۲۰۷، حدیث ۲۵۰)
از هوش مصنوعی خواستم این روایت را به شعر تبدیل کند. حاصل گفتگوی ذیل شاید برای شما جالب و آموزنده باشد:

- لطفا این سخن را به زبان شعر زیبا و آهنگین بگو موزون باشه
- هوش: این کلام نورانی در قالب یک شعر موزون، روان و دلنشین (در بحر مضارع مثمن):

گر آسمان و زمین بسته گردد از هر سو

به روی بنده و در دل فتد غم و هیهو،

چو او به حریمِ تقوا پناه برد و نشست

خدا گشاید از آن بند، صد درِ دل‌جو!
- جالب نیست. یکی دیگه بگو!
- هوش:
بر اساس درخواست شما برای بیانی زیباتر، موزون‌تر و عمیق‌تر، این گزیده‌ها در اوزان مختلف (از جمله بحر هزج که بسیار حماسی، لطیف و درویشی است) سروده شده‌اند تا روح این روایت را بهتر منتقل کنند:

________

گزینه اول (در بحر هزج مسدس محذوف - آهنگین، صمیمی و آرامش‌بخش):
گر از هر سو رسد تنگی، وز آسمان و زمین بند

شود بسته رهِ چاره، شود بر کامِ دل لبخند؛

چو بنده بگذرد از غیر و روی آرد به درگاهش

خدا سازد از آن بن‌بست، هزاران در به همراهش!

_________

گزینه دوم (در بحر رمل مثمن محذوف - حماسی، استوار و پرطنین):
گر زمین و آسمان بر بنده گردد تنگ و سخت

وز جفای روزگاران، واژگون گردد درخت؛

چون تقوا پیشه سازد، تکیه بر دلدار کند

حق ز هر بن‌بستِ سختی، راهِ نو هموار کند!

____________

گزینه سوم (کوتاه، تک‌بیتیِ رسا و کوبنده):
چو آسمان و زمین بسته شد بر آن بنده

به تقوا در گشاید حق، رَهد ز اندوه و غم‌خنده!

___________

- من این‌طور گفتم، نظرت چیه؟
گر زمین و آسمان بر بنده گردد سخت و تنگ
و ز جفای روزگاران روز روشن تیره رنگ
گر به تقوا روی آرد بنده‌ی در بند غم
ایزد یکتا گشاید درب ...

لطفا شعر را تکمیل کن

- هوش: شعر شما با طبعی روان و آهنگین آغاز شده است. برای تکمیل بیت دوم با قافیهٔ مناسب (هم‌قافیه با «غم» مثل «کرم») و رعایت وزن عروضی، آن را چنین به پایان می‌بریم:

گر زمین و آسمان بر بند گردد سخت و تنگ

وز جفای روزگاران روزِ روشن تیره رنگ،

گر به تقوا روی آرد بنده‌ی در بندِ غم

ایزد یکتا گشاید دربِ رحمت با کرم!

___________

- پیشنهاد دیگری نداری؟
- هوش:
شعر شما بسیار خوش‌مضمون و روان آغاز شده است. برای تکمیل بیت دوم با حفظ همان وزن (بحر هزج مسدس) و قافیه (هم‌قافیه با «غم» مثل «مرهم» یا «کرم»)، چند پیشنهاد زیبا آماده کرده‌ام که می‌توانید هر کدام را که بیشتر می‌پسندید انتخاب کنید:

گزینه اول (با قافیهٔ «مرهم» - بسیار لطیف و تسلی‌بخش):

گر زمین و آسمان بر بنده گردد سخت و تنگ

وز جفای روزگاران روز روشن تیره رنگ،

گر به تقوا روی آرد بنده‌ی در بند غم

می‌رسد از غیبِ حق بر زخمِ جان‌شان مرهم!

___________

گزینه دوم (با قافیهٔ «کرم» - استوار و توحیدی):

گر زمین و آسمان بر بنده گردد سخت و تنگ

وز جفای روزگاران روز روشن تیره رنگ،

گر به تقوا روی آرد بنده‌ی در بند غم

حلّ مشکل می‌کند لطفِ خدا با صد کرم!

___________

گزینه سوم (با قافیهٔ «دم به دم»):

گر زمین و آسمان بر بنده گردد سخت و تنگ

وز جفای روزگاران روز روشن تیره رنگ،

گر به تقوا روی آرد بنده‌ی در بند غم

می‌کند رحمت گشایش، از کرم دم به دم!

____________

- من این طور کاملش کردم: ایزد یکتا گشاید درب بسته با کرم
چطوره؟
- هوش:‌
بسیار عالی و دلنشین شد! هم از نظر معنایی پیوند زیبایی با واژهٔ «رتق» (درهای بسته) دارد و هم از نظر وزن و قافیه کاملاً درست و روان نشسته است.

کل شعر با این مصرعِ شما بسیار زیبا و کامل شد:

گر زمین و آسمان بر بنده گردد سخت و تنگ

وز جفای روزگاران روزِ روشن تیره رنگ،

گر به تقوا روی آرد بنده‌ی در بندِ غم

ایزد یکتا گشاید دربِ بسته با کرم!

آفرین بر طبع روان و ذوق لطیفتان؛ این بیت کاملاً روحِ آن روایت و گشایش الهی را به تصویر کشید.

👈 اتمام گفتگو
نکته: این گفتگو نشان داد هوش مصنوعی هنوز به تراز «خلاقیت» نرسیده (که در پست قبل خود به آن اقرار کرده بود) و هنوز نمی‌تواند کسانی را که بر آن تکیه می‌کنند، از مرز داده های موجود و پردازش در آن‌ها عبور دهد.
هوش مصنوعی دستیاری است سریع، پُردانش، با هوش، با ادب و صبور ولی تقریباً‌ غیر خلاق و اجمالاً‌ دروغ‌گو😂
ما که خواندیم و نوشتیم و در نبود تو رستیم 😉 بیچاره بچه‌های ما که گرفتار تو هستند؛ عسلی آمیخته به زهر، خوب و خطرناک! (تبعات منفی هوش مصنوعی علاج نشود، بچه‌های فردای ما احتمالا دانشمندانی غیر خلاق خواهند بود!)