906) جمع قرآن
ترتیب آیات و سورههای قرآن در چه زمانی و توسط چه کسی انجام شد؟ (جمع قرآن)
دیدگاه مختار و ادله و شواهد آن به تفصیل در کتاب «برهان تاریخی بر تحریفناپذیری قرآن» که در آستانه انتشار است، به بحث گذاشته شده است.
ترتیب آیات و سورههای قرآن در چه زمانی و توسط چه کسی انجام شد؟ (جمع قرآن)
دیدگاه مختار و ادله و شواهد آن به تفصیل در کتاب «برهان تاریخی بر تحریفناپذیری قرآن» که در آستانه انتشار است، به بحث گذاشته شده است.
تفسیر ساختاری (زیباییشناختی درونسورهای) داستان حضرت یونس ع در سوره صافات
این آیات در ضمن رشتهای از قصص انبیا در سوره صافات آمدهاند؛ سورهای که غرض کلان آن تثبیت توحید، تصدیق رسالت، و بیان سنّت الهی در نصرت رسولان و خذلان مکذّبان است. از این رو، قصه یونس(ع) نیز گرچه کوتاه است، تابع همین غرض کلان است؛ با این تفاوت که در آن، افزون بر نصرت الهی، بُعد «عتاب تربیتی نبی» نیز برجسته میشود.
ساختار سوره صافات بر اساس تحقیق خامهگر:
صافات بطلان عقاید مشرکان و برتری مؤمنان مخلص بر آنان
گفتار اول: پاسخ به شبهه کافران درباره امکان برپایی قیامت←
پاسخ اول: قدرت خدا در آفرینش و تدبیر جهان (1-15)
پاسخ دوم: قدرت خدا در برانگیختن انسان ها (١٦- 21 )
پاسخ سوم: عذاب مشرکان و معبود انشان در دوزخ (۲۲-۳۹)
پاسخ چهارم: برتری اهل ایمان بر مشرکان در قیامت (٤٠-٧٠)
گفتار دوم: برتری خداپرستان مخلص و پاداش آنان ←
مقدمه: سنت خدا در کیفر گمراهان و نجات مخلصان (71-74)
نمونه اول: نجات یافتن نوح و پیروانش 75-82
نمونه دوم: پاداش خدا به اخلاص ابراهیم ع 83-113
نمونه سوم: عنایات خدا به موسی و هارون ع 114-122
نمونه چهارم: عنایات خدا به الیاس 123-132
نمونه پنجم: نجات لوط و پیروانش و هلاکت کافران 133-138
نمونه ششم: عنایات خدا به یونس ع 139-148
گفتار سوم: بطلان عقاید مشرکان درباره خدا ←
اعتقاد به دختر داشتن خدا 149-157
اعتقاد به فرزندی جنها برای خدا 158-166
انکار کتاب خدا 167-170
گفتار چهارم: پیروزی نهایی موحدان بر مشرکان ←
مطلب اول: سنت خدا در یاری پیامبران و مؤمنان 171-175
مطلب دوم: حتمی بودن عذاب کافران 176-179
مطلب سوم: منزه بودن خدا از عقاید باطل مشرکان 180-182 (ر.ک: ساختار سورههای قرآن کریم و نمودار درختی سورههای قرآن کریم، خامه گر)
بر اساس ساختار فوق، در داستان حضرت یونس ع ضمن بیان یک داستان تربیتی از زندگانی او، هدایت قوم او و تفوّق باورهای حضرت یونس ع گزارش شده است. همچنین این داستان تکمیل کننده مطلب نخست از گفتار چهارم است که نشان میدهد نصرت پیامبران و مؤمنان بی حساب و کتاب نبوده و بر پایه تعهداتی استوار است و هرگونه کوتاهی از سوی آنان با برخورد بسیار سخت خدای متعال روبهرو میشود، هرچند به ظاهر کوچک جلوه کند.
****************
تفسیر فراسورهای/فرامتنی/ (تناسب بافت و موقعیت) داستان حضرت یونس ع در سوره صافات
در سوره صافات داستان حضرت یونس ع از جهت موقعیت و تأثیر بر جامعه بیرونی (برون متنی ) نیز محل سؤال و تفسیر است. یعنی وجود داستان یونس در سوره صافات چه تأثیر تربیتی در جامعه نزول آن روز داشته است؟
در سوره صافات، داستان حضرت یونس ع را نمیتوان فقط گزارشی درباره یک پیامبر و یک حادثه خارقالعاده دانست. این داستان در "موقعیت ارتباطی جامعه مکه" کارکردی مستقیم دارد و بخشی از راهبرد سوره برای تربیت، هشدار و امیدبخشی به مخاطبان نخستین قرآن است.
نکته مهم آن است که سوره صافات داستان یونس ع را نه در آغاز، بلکه در پایان زنجیرهای از داستانهای پیامبران میآورد. از این جهت، یونس ع هم "آخرین حلقه داستانی سوره" است و هم نوعی "آزمون نهایی برای فهم مخاطب از سنت نصرت الهی".
توضیح بیشتر
۱. موقعیت ارتباطی سوره صافات
سوره صافات در فضای مکی نازل شده؛ فضایی که در آن چند مسئله اساسی وجود داشت:
1. انکار توحید و نسبت دادن شریک به خدا؛
2. انکار یا تردید در رستاخیز؛
3. تکذیب پیامبر و کوچک شمردن دعوت او؛
4. تکیه اشراف قریش بر قدرت، ثروت و جایگاه اجتماعی؛
5. انتظار پیروزی فوری و ظاهری برای پیامبر؛
6. تصور اینکه شکست ظاهری دعوت، نشانه بطلان آن است.
سوره صافات در برابر این فضا، دو پیام اصلی را دنبال میکند: "پاکی و یگانگی خداوند" و "نصرت قطعی فرستادگان الهی".
این معنا در آیات متعددی با صورتهای گوناگون تکرار میشود: "وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلمَتُنَا لعبَادنَا الْمُرْسَلينَ ؛ إنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ ؛ وَإنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالبُونَ".
بنابراین، داستان یونس باید در امتداد این اصل خوانده شود، نه بهصورت روایتی منفرد درباره سرنوشت یک پیامبر.
۲. جایگاه داستان یونس در زنجیره پیامبران
در سوره صافات، داستان پیامبران تقریباً چنین سامان مییابد:
- نوح: نجات پس از تکذیب و نابودی قوم کافر؛
- ابراهیم: ایستادگی در برابر شرک و بتپرستی؛
- موسی و هارون: نجات بنیاسرائیل از فرعون؛
- الیاس: مقابله با پرستش بعل؛
- لوط: نجات مؤمنان و نابودی جامعه منحرف؛
- یونس: بحران پیامبر، تسبیح، نجات و ایمان آوردن قوم.
این توالی چند معنا دارد. تقریباً در همه این داستانها، پیامبر در برابر ساختار اجتماعی نادرست قرار میگیرد؛ اما داستان یونس ع یک تفاوت مهم دارد: در آن، افزون بر نجات پیامبر، "سرنوشت جامعه نیز به ایمان پیوند میخورد" یونس، 148: "فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إلَىٰ حينٍ".
در این سوره، حلقه داستانهای پیامبران با تصویری از "ایمان آوردن جامعه و برخورداری آن از مهلت دنیوی" به پایان میرسد؛ از این منظر، داستان یونس برای جامعه مکه دو مخاطب همزمان دارد:
- برای پیامبر و مؤمنان: وعده نصرت و دعوت به صبر و پایداری؛
- برای مخالفان: هشدار و ارائه امکان بازگشت.
۳. تحلیل برونمتنی و فراسورهای آیات
- «وَإنَّ يُونُسَ لَمنَ الْمُرْسَلينَ»
حرف تأکید "«إنّ»" و تعبیر "«لَمنَ الْمُرْسَلينَ»" نشان میدهد که نخستین مسئله، تثبیت جایگاه رسالی یونس است.
این نکته برای جامعه مکه اهمیت داشت؛ زیرا مشرکان، پیامبر اسلام ص را دروغگو یا مجنون میخواندند. قرآن با معرفی یونس ع بهعنوان یکی از «مرسلین»، به مخاطب میآموزد که:
- پیامبران، بهسبب دشواری مسیر رسالت، از جایگاه رسالی خارج نمیشوند؛
- تجربه بحران و آزمون، با اصل نبوت ناسازگار نیست؛
- پیامبر ممکن است در مسیر دعوت با موقعیتهای بسیار دشوار روبهرو شود، اما این دشواری به معنای شکست رسالت نیست.
پس داستان از ابتدا با "تثبیت هویت پیامبر" آغاز میشود، نه با برجستهسازی خطای او.
- «إذْ أَبَقَ إلَى الْفُلْك الْمَشْحُون»
چنانکه پیشتر بیان شد، تعبیر "«أَبَقَ»" در اصل درباره گریختن برده از مولای خویش به کار میرود. کاربرد این واژه درباره پیامبر، از نظر بلاغی بسیار تکاندهنده است؛ زیرا موقعیت یونس ع را در مقام "بندهای در برابر ربّ خویش" نشان میدهد. اما نباید این تعبیر را به معنای ترک ایمان یا مخالفت اعتقادی با خدا دانست. در خوانش تفسیری، مسئله بیشتر به "ترک اولی و شتاب در ترک میدان مأموریت" مربوط است، نه عصیان اعتقادی. از نظر برونمتنی، این تعبیر چند اثر تربیتی دارد:
الف) شکستن تصور قهرمانسازی سادهانگارانه از پیامبر
قرآن پیامبر را موجودی اسطورهای و دور از هرگونه فشار و تصمیم دشوار معرفی نمیکند. پیامبر در میدان واقعی جامعه قرار دارد و ممکن است از شدت فشار، دست به تصمیمی شتابزده بزند؛ اما تفاوت او با انسان عادی در این است که:
- خطای او رها نمیشود؛
- به حال خود واگذاشته نمیشود؛
- از طریق تذکر و تدارک الهی بازسازی میشود.
ب) هشدار به پیامبر اسلام ص
برای پیامبر اسلام ص، این آیه میتوانست چنین معنایی داشته باشد:
دشواری تکذیب قریش، دلیل ترک مأموریت نیست؛ پیامبر باید در نسبت با «حکم رب» باقی بماند، نه در نسبت با نتیجه فوری دعوت.
ج) نقد فرهنگ گریز از مسئولیت
در جامعهای که افراد در برابر شکست، فرافکنی میکنند، داستان یونس ع الگویی از "بازگشت انتقادی به خویشتن" ارائه میکند. یونس در ادامه، با تسبیح و اعتراف، بحران را به مسئلهای اخلاقی و توحیدی تبدیل میکند.
- «إلَى الْفُلْك الْمَشْحُون»، «فَسَاهَمَ فَكَانَ منَ الْمُدْحَضينَ»، «فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُليمٌ»
این آیات یادآور جایگاه پیامبر اکرم ص در برابر خداست و اینکه او بر افعال و اعمال پیامبرش نظارت کامل دارد و حسابرسی دقیق است. این آیات هرچند روایتگر یک خطای یا ترک اولی است لیکن این معنا را به مخاطبانش منتقل میکند که انبیای الهی در معرض دید پروردگار و از هرگونه خطا مصوناند؛ زیرا با هر گونه خطایی از سوی قدرتی مافوق که خدای متعال است، به شدت مؤاخذه و مجازات میشوند. این داستان به مخاطب اطمینان میدهد که آنچه از پیامبر میشنود، عین حق و پیراسته از خطاست.
- «فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ منَ الْمُسَبّحينَ»
این آیه نقطه کانونی داستان است. تعبیر "«کان من المسبحین»" با فعل ناقص «کان» و اسم فاعل «المسبحین»، بر نوعی هویت و سابقه مستمر دلالت دارد. بر اساس تفسیری که پیشتر گذشت، یونس در لحظه بحران، از صفر آغاز نمیکند؛ بلکه نجات او بر زمینه سابقه توحیدی و عبادی او قرار دارد. این نکته برای تربیت جامعه مکه بسیار مهم است: نجات در بحران، محصول رابطهای است که انسان پیش از بحران با خداوند ساخته است، و بر اساس تفسیر دیگر، راز نجات ارتباط ویژه با خدا و تسبیح او است و این به تقویت ایمان جامعه ایمانی میانجامد. از نظر اجتماعی، این اصل میتوانست به تربیت مؤمنان نخستین کمک کند تا ایمان خود را فقط واکنشی به فشارهای سیاسی و اجتماعی ندانند، بلکه آن را به یک هویت پایدار تبدیل کنند.
همچنین تسبیح در اینجا فقط ذکر زبانی نیست؛ بلکه شامل سه لایه است:
- تنزیه خدا از ظلم؛
- بازگشت از خودمحوری؛
- پذیرش ربوبیت خدا در همه شرایط به ویژه در شرایطی که انسان کنترل اوضاع را از دست داده است.
- «لَلَبثَ في بَطْنه إلَى يَوْم يُبْعَثُونَ»
قرآن یک امکان فرضی و هولناک را بیان میکند که پیشتر تفسیر اجمالی آن گذشت. از نظر برونمتنی، این آیه دو کارکرد دارد:
الف) اتصال داستان به مسئله معاد
سوره صافات در فضایی سخن میگوید که مشرکان رستاخیز را انکار میکردند. داستان یونس بهطور ضمنی نشان میدهد که:
- قدرت خدا به جهان محسوس محدود نیست؛
- کسی که بندهای را در اعماق دریا حفظ میکند، بر زنده کردن مردگان نیز تواناست؛
- نجات و حبس، هر دو در قلمرو تدبیر الهیاند.
ب) هشدار درباره پیامد ترک مسیر و ناامید کردن مشرکان از انحراف پیامبر
این آیه با زبان فرضی، خطر را به نهایت میرساند. یونس میتوانست در همان موقعیت باقی بماند؛ اما تسبیح، مسیر بحران را تغییر داد. در نتیجه، تسبیح در منطق آیه تنها وسیله آرامش فردی نیست؛ بلکه عامل "گشودن افق آینده" است.
- «فَنَبَذْنَاهُ بالْعَرَاء وَهُوَ سَقيمٌ»، «وَأَنْبَتْنَا عَلَيْه شَجَرَةً منْ يَقْطينٍ»
پس از تاریکی شکم ماهی، یونس به فضای باز افکنده میشود. «عراء» به معنای فضای باز و بیپناه است. بنابراین، رهایی از شکم ماهی هنوز به معنای سلامت کامل نیست. یونس نجات یافته، اما "سقیم" است.
این نکته به جامعه میآموزد که خروج از بحران، یک فرایند تدریجی است. حتی پس از نجات، انسان یا جامعه ممکن است هنوز آسیبدیده، ناتوان و نیازمند مراقبت باشد. همچنین به همگان میآموزد که بخشودن از خطا به معنای جبران همه چیز نیست و گاه تبعاتی از خطا باقی میماند و آزاردهنده است.
- «وَأَرْسَلْنَاهُ إلَى مائَة أَلْفٍ أَوْ يَزيدُونَ»
ترمیم و بازسازی پیامی برای جامعه و شخص پیامبر به همراه دارد:
- بحران، مأموریت را تعطیل نمیکند؛
- لغزش یا شکست مقطعی، به معنای پایان دعوت نیست؛
- پیامبر پس از بازسازی درونی و برخورداری از لطف خدا، دوباره به میدان جامعه بازمیگردد. این آیه امید دهنده و سازنده است.
- «فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إلَى حينٍ»
تعبیر "«إلى حین»" در آخرین حلقه داستان چند نکته دارد:
1. نجات دنیوی آنان مطلق و جاودانه نیست؛
2. مهلت دنیوی با آخرت یکسان نیست؛
3. ایمان، عذاب فوری را برمیدارد، اما انسان همچنان در قلمرو زمان و مرگ قرار دارد؛
4. فرصت، باید به اصلاح پایدار تبدیل شود.
این نکته برای مشرکان مکه دو پیام همزمان داشت:
- اگر جامعهای مانند قوم یونس، پیش از فرارسیدن عذاب قطعی ایمان بیاورد، امکان نجات دارد.
- جامعه مکه هنوز در مرحلهای قرار دارد که میتواند مسیر خود را تغییر دهد. داستان قوم یونس به آنان میگوید: تکذیب امروز، سرنوشت قطعی فردا نیست؛ اما بازگشت باید پیش از بسته شدن امکان اختیار صورت گیرد.
4. تأثیر تربیتی داستان بر جامعه نزول
اکنون میتوان آثار تربیتی برونمتنی داستان را در چند محور خلاصه کرد.
4-1. تبدیل شکست ظاهری پیامبر به مرحلهای از تدبیر الهی
جامعه مکه ممکن بود با مشاهده فشار بر پیامبر ص و اندک بودن پیروان، چنین نتیجه بگیرد که دعوت شکست خورده است. داستان یونس نشان میدهد که تأخیر در پیروزی، مساوی با شکست رسالت نیست.
یونس در کشتی، دریا و شکم ماهی، در ظاهر شکستخورده است؛ اما در پایان، دوباره به سوی جامعهای بزرگ فرستاده میشود و قومش ایمان میآورند.
4-2. تربیت پیامبر و مؤمنان به صبر رسالی
حضور داستان یونس در پایان زنجیره پیامبران، پیام «فاصبر» را بهصورت غیرمستقیم تقویت میکند.
یعنی پیامبر اکرم ص در برابر تکذیب قریش باید بداند:
- پیامبران پیشین نیز با بحران روبهرو شدهاند؛
- حتی پیامبری مانند یونس، دورهای از محرومیت و سختی را تجربه کرده است؛
- اما راه درست، ترک مأموریت از سر شتاب نیست و صبر، شرط تحقق وعده نصرت است. این صبر، صبر منفعلانه نیست بلکه "پایداری فعال در انجام مأموریت" است.
4-3. ایجاد امکان همذاتپنداری برای مخالفان
قرآن فقط مؤمنان را مخاطب داستان نمیسازد. ساختار داستان به مشرکان نیز امکان همذاتپنداری میدهد. آنان میتوانستند خود را در قوم یونس ببینند:
- قومی که پیامبر را تکذیب کردند؛
- در آستانه عذاب قرار گرفتند؛
- اما مسیر خود را تغییر دادند؛
- و از فرصت ایمان بهرهمند شدند.
بدین ترتیب، داستان تنها تهدید نیست، بلکه یک "سناریوی اصلاح اجتماعی" پیش روی جامعه مکه قرار میدهد.
4-4. نقد غرور جمعی و قدرت اجتماعی
قوم یونس در پایان ایمان میآورند، اما این ایمان پس از مشاهده قدرت سیاسی یا نظامی پیامبر نیست. آنان زمانی بازمیگردند که حقیقت را دریافتهاند.
این نکته با وضعیت اشراف قریش ارتباط دارد. قرآن به آنان میفهماند که:
- کثرت جمعیت و قدرت اجتماعی، معیار حقانیت نیست؛
- تأخیر در ظهور نتیجه، دلیل بطلان دعوت نیست؛
- جامعهای بزرگ میتواند با یک تغییر جمعی مسیر تاریخی خود را عوض کند.
4-5. ارائه الگوی توبه جمعی
در سوره صافات، برخلاف سوره انبیا که بیشتر بر نجات فردی یونس تمرکز دارد، پایان داستان با جامعه یونس پیوند میخورد: "فَآمَنُوا".
پس داستان برای جامعه نزول، الگویی از "تحول جمعی" است. این تحول نشان میدهد که:
- توبه فقط کنشی فردی نیست؛
- جامعه نیز میتواند در سطح عمومی از شرک و تکذیب بازگردد؛
- تصمیم جمعی درست میتواند از وقوع فاجعه جلوگیری کند.
4-6. تثبیت اعتماد مؤمنان اندک
مؤمنان مکی در شرایط اقلیت و فشار اجتماعی زندگی میکردند. داستان یونس به آنان نشان میدهد که گاهی پیامبر برای مدتی در نهایت تنهایی قرار میگیرد، اما تنهایی او به معنای بیپناهی نهایی نیست.
یونس ع از قوم جدا شد، در کشتی کنار گذاشته شد، در دریا فرو رفت، در شکم ماهی قرار گرفت، بیمار و بیپناه به ساحل افکنده شد، اما سرانجام دوباره مأموریت یافت و جامعهای بزرگ ایمان آورد.
این داستان به مؤمنان نخستین نیز میآموزد که فشار کنونی را نباید بر اساس ظاهر آن، پایان تاریخ دعوت تلقی کرد.
5. رابطه داستان با «وعده نصرت» در سوره
داستان یونس در سوره صافات را باید با آیات پیش و پس از آن خواند. سوره بارها بر این اصل تأکید میکند که: "فرستادگان الهی سرانجام منصور و غالباند." البته داستان یونس نشان میدهد که نصرت الهی همیشه به معنای پیروزی فوری و بدون بحران نیست. نصرت ممکن است از مسیرهای زیر تحقق یابد:
1. نجات پیامبر از نابودی؛
2. بازسازی او پس از ضعف؛
3. بازگرداندن او به میدان رسالت؛
4. ایمان آوردن جامعه؛
5. مهلت یافتن قوم برای ادامه زندگی.
بنابراین، حضرت یونس ع صورت پیچیدهتری از نصرت را نشان میدهد: "نصرت، گاهی ابتدا نجات پیامبر از بحران است و سپس هدایت جامعه." این نکته برای پیامبر اسلام ص اهمیت بنیادی دارد؛ زیرا در مکه هنوز پیروزی سیاسی و اجتماعی آشکار تحقق نیافته بود.
6. «ترک اولی» و شأن پیامبری
از نظر الهیاتی، تعبیرهایی مانند «أبق» و «مُلیم» نباید بهگونهای تفسیر شوند که با مقام نبوت ناسازگار جلوه کنند. مقصود، نسبت دادن گناه اخلاقی یا خیانت به حضرت یونس ع نیست؛ بلکه سخن از "ترک اولی در نحوه مواجهه با قوم و شتاب در ترک مأموریت" است. از جهت تربیتی، همین نکته اهمیت دارد. قرآن با وجود مقام بلند پیامبران، تجربه انسانی آنان را پنهان نمیکند، اما این تجربه را در مسیر تذکر، تسبیح، نجات،بازسازی، و بازگشت به مأموریت قرار میدهد؛ بنابراین، داستان برای پیامبر اسلام ص تهدید صرف نیست، بلکه الگویی از "مصونیت پس از تذکر و امکان بازسازی در مسیر رسالت" نیز هست.
- جمعبندی نهایی
وجود داستان حضرت یونس ع در سوره صافات، برای جامعه نزول چند کارکرد همزمان داشته است:
1. "تثبیت هویت پیامبر اسلام ص" از طریق قرار دادن یونس در شمار مرسلان؛
2. "تسلی دادن به پیامبر و مؤمنان" در شرایط اقلیت و تکذیب؛
3. "هشدار به پیامبر" درباره شتاب در ترک میدان دعوت؛
4. "نقد تفسیر ظاهری شکست" و نشان دادن اینکه مغلوبیت موقت، پایان رسالت نیست؛
5. "ارائه الگوی توبه و ایمان جمعی" برای مشرکان مکه؛
6. "تأکید بر نقش تسبیح و سابقه توحیدی در نجات از بحران"؛
7. "پیوند دادن نجات پیامبر با بازگشت او به جامعه"؛
8. "تکمیل زنجیره نصرت پیامبران" در ساختار سوره؛
9. "ایجاد امید تاریخی" برای جامعهای که هنوز در مرحله تکذیب قرار داشت؛
10. "تعریف نصرت الهی بهعنوان فرایندی تدریجی"، نه لزوماً پیروزی فوری و بیدردسر.
در یک عبارت فشرده، میتوان گفت:
در سوره صافات، یونس ع نمونه پیامبری است که در ظاهر از میدان حذف میشود، اما بهواسطه تسبیح و تدارک الهی، از بحران عبور میکند و دوباره به جامعه بازمیگردد و شاهد ایمان آوردن قومی بزرگ میشود؛ ازاینرو داستان او برای جامعه مکه، هم وعده پیروزی پیامبر و مؤمنان بود، هم هشدار به تکذیبکنندگان، و هم الگویی برای امکان تحول جمعی.
1. آشنایی با دانش علوم قرآن (فلسفه علوم قرآن)
https://www.picofile.com/f/rM3ZVj217T/آشنایی-با-دانش-علوم-قرآن-فلسفه-علوم-قرآن.pdf
2. اعجاز قرآن و نقد شبهات
https://www.picofile.com/f/3gUh0lU8Gs/اعجاز-قرآن-و-نقد-شبهات.pdf
3. درسنامه ترجمه 1-2
https://www.picofile.com/f/5OmyyeIH3E/درسنامه-ترجمه-1-2-سال-1404-ویرایش2.pdf
4. غلطهای رایج و دانستنیهای نگارش
https://www.picofile.com/f/F9IzHGkPp7/غلط-های-رایج-و-دانستنی-های-نگارش-درسنامه-نگارش-و-ویرایش.pdf
5. پرسمان علوم قرآن (ویرایش 3)
https://www.picofile.com/f/S0l0FyvAuR/پرسمان-علوم-قرآنی-ویرایش3.pdf
6. حکایات دیدههای برزخی
https://www.picofile.com/f/8Y35GkkfeA/حکایات-دیده-های-برزخی-ویراست-جدید.pdf
7.شرح دعای ندبه
https://www.picofile.com/f/du2nXLbQnk/شرح-دعای-ندبه-1388docx.pdf
8. حجاب و مباحث مربوط به آن
https://www.picofile.com/f/6QrM3plaST/یادداشت-های-مربوط-به-حجاب-در-وبلاگ.pdf
9. باقی آثار (کتاب و مقاله) در کانال زیر بارگذاری شده است.